گرامر Too و Enough در انگلیسی
- تاریخ 09/17/2025

فهرست مطالب
گرامر Too و Enough در انگلیسی با مثال
تعریف کلی: Too, Too Much, Too Many, و Enough چیست؟
این کلمات برای توصیف مقدار، شدت، یا کفایت چیزی به کار میروند:
Too به معنای “بیش از حد” است و برای نشان دادن مقدار یا شدت بیش از نیاز استفاده میشود.
Too much برای اسمهای غیرقابل شمارش مثل water, time به معنای “بیش از حد زیاد” است.
Too many برای اسمهای قابل شمارش مثل books, people به معنای “تعداد بیش از حد” است.
Enough به معنای “به اندازه کافی” است و نشان میدهد مقدار یا تعداد مناسب است. در ادامه، کاربردها، ساختارها، و نکات هر کلمه را با جزئیات بررسی میکنیم.
گرامر Too و Enough | کاربردهای Too
Too یک قید (adverb) است که به معنای “بیش از حد” یا “بیش از آنچه لازم است” استفاده میشود و معمولاً حس منفی دارد، چون نشاندهنده مقدار یا شدت بیش از حد است. این کلمه میتواند قبل از صفتها، قیدها، یا در برخی موارد خاص به تنهایی به کار رود.
کاربردها
قبل از صفت
“This coffee is too hot”
(این قهوه بیش از حد داغ است).
قبل از قید
“She drives too fast”
(او بیش از حد تند رانندگی میکند).
به تنهایی (در مکالمه غیررسمی)
“It’s too expensive!”
(بیش از حد گران است!)
در ساختارهای منفی برای تأکید
“It’s not too difficult”
(زیاد سخت نیست).
نکته کلیدی
Too معمولاً با صفت یا قید ترکیب میشود و به ندرت با اسم مستقیم استفاده میشود. برای اسمها، از too much یا too many استفاده کنید.
گرامر Too و Enough | کاربردهای Too Much
Too much برای اسمهای غیرقابل شمارش مثل water, money, noise به معنای “مقدار بیش از حد” استفاده میشود. این عبارت حس منفی دارد و نشان میدهد مقدار چیزی بیش از حد نیاز یا مطلوب است.
کاربردها
قبل از اسم غیرقابل شمارش
“There’s too much noise in here”
(اینجا بیش از حد سروصدا است).
به عنوان ضمیر
“You’re eating too much”
(بیش از حد غذا میخوری).
در جملات منفی یا سؤالی
“Do we have too much work?”
(کارمان بیش از حد زیاد است؟).
با افعال (به ندرت)
“He worries too much”
(او بیش از حد نگران میشود).
نکته کلیدی
Too much فقط با اسمهای غیرقابل شمارش یا به عنوان ضمیر (بدون اسم) استفاده میشود.
گرامر Too و Enough | کاربردهای Too Many
Too many برای اسمهای قابل شمارش مثل books, people, cars به معنای “تعداد بیش از حد” است. مانند too much ، حس منفی دارد و نشاندهنده تعداد بیش از حد است.
کاربردها
قبل از اسم قابل شمارش
“There are too many people in the room”
(افراد بیش از حدی در اتاق هستند).
به عنوان ضمیر
“You bought too many”
(بیش از حد خریدی).
در جملات منفی یا سؤالی
“Are there too many cars on the road?”
(ماشینهای زیادی در جاده هستند؟).
نکته کلیدی
Too many فقط با اسمهای قابل شمارش استفاده میشود.
گرامر Too و Enough | کاربردهای Enough
Enough به معنای “به اندازه کافی” است و نشان میدهد مقدار یا تعداد چیزی مناسب یا کافی است. این کلمه میتواند حس مثبت (کافی بودن) یا منفی (فقط به اندازه کافی، نه بیشتر) داشته باشد، بسته به زمینه.
کاربردها
قبل از اسم (قابل شمارش یا غیرقابل شمارش)
“We have enough food”
(غذای کافی داریم)
“There aren’t enough chairs”
(صندلی به اندازه کافی نیست).
بعد از صفت یا قید
“This bag isn’t big enough”
(این کیف به اندازه کافی بزرگ نیست)
“She runs fast enough”
(او به اندازه کافی سریع میدود).
به عنوان ضمیر
“I’ve had enough!”
(دیگه کافیه!).
در جملات سؤالی
“Do you have enough time?”
(وقت کافی داری؟).
نکته کلیدی
جایگاه enough مهم است، قبل از اسم و بعد از صفت یا قید قرار میگیرد.
جمع بندی گرامر Too و Enough
Too
معنی: بیش از حد
کاربرد: قبل از صفت یا قید برای نشان دادن شدت بیش از حد (معمولاً منفی)
This coffee is too hot.
(این قهوه بیش از حد داغ است)
She drives too fast.
(او بیش از حد تند رانندگی میکند)
It’s too expensive!
(بیش از حد گران است)
Too much
معنی: مقدار بیش از حد
کاربرد: برای اسمهای غیرقابل شمارش یا به عنوان ضمیر
There’s too much noise in here.
(اینجا بیش از حد سروصدا است)
You’re eating too much.
(بیش از حد غذا میخوری)
Do we have too much work?
(کارمان بیش از حد زیاد است؟)
Too many
معنی: تعداد بیش از حد
کاربرد: برای اسمهای قابل شمارش یا به عنوان ضمیر
There are too many people in the room.
(افراد بیش از حدی در اتاق هستند)
You bought too many.
(بیش از حد خریدی)
Are there too many cars on the road?
(ماشینهای زیادی در جاده هستند؟)
Enough
معنی: به اندازه کافی
کاربرد: قبل از اسم یا بعد از صفت/قید؛ نشاندهنده کفایت مقدار یا تعداد
قبل از اسم
We have enough food.
(غذای کافی داریم)
بعد از صفت/قید
This bag isn’t big enough.
(این کیف به اندازه کافی بزرگ نیست)
به عنوان ضمیر
I’ve had enough!
(دیگه کافیه!)
در سؤال
Do you have enough time?
(وقت کافی داری؟)
دیگر لینک های مرتبط و کاربردی
شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

صفرتاصد تحصیل در چین

بهترین رشته ها برای مهاجرت به چین
