If you had the chance to be immortal, would you take it ?
- تاریخ 09/17/2025

در صورت پخش نشدن فایل صوتی لطفا فیلتر شکن خود را روشن کنید.
فهرست مطالب
Question | If you had the chance to be immortal, would you take it ?
While cleaning out your eccentric uncle’s attic, you find a chest with a sparkling potion. The attached tag declares drinking this liquid will make you immortal. Your body will be frozen at its current age, and you’ll become immune to disease and serious injuries. These effects would be final and irreversible, guaranteeing your existence at least until the heat death of the universe.
So, the instructions are clear — the only question is, do you drink the potion?
Generally, people consider death to be bad — so bad, in fact, that our lives are filled with precautions against it. We often avoid overtly dangerous activities, and we willingly accept inconveniences to further reduce our chances of dying.
But if you were immortal, you could live as dangerously as you like. You could pursue any goal on as long a timeline as you need. You’d be free to enjoy a boundless horizon of exploration, pleasure, fulfillment, and novelty — all without the fear of death hanging over you.
Despite this, British ethicist Bernard Williams thinks there are plenty of reasons not to drink — most notably because an immortal life would be unbearably boring. Think of how your favorite things can become less enjoyable with frequent repetition.
Your 16th chocolate truffle doesn’t bring as much pleasure as the first, and you might grow sick of truffles altogether if you ate them every day.
Following this logic, Williams argues that repeating the same activities for all eternity would be horribly monotonous.
On the other hand, philosopher John Martin Fischer argues that while some pleasurable experiences do have diminishing returns, others don’t. Surely watching a beautiful sunset would remain fresh, even after thousands of years?
And since we already tend to forget things in our human lifespan, it seems reasonable that after several centuries you could enjoy a previously exhausted experience.
Besides, even if some pleasures fade, the pursuit of certain goals could last forever. Fischer and Benjamin Mitchell-Yellin point out that even an immortal couldn’t read every novel ever written while keeping up with new releases. And J.J. Wisnewski imagines an immortal musician who learns all existing instruments and any new ones that are invented.
And those are just personal goals — an immortal dedicated to advancing various social causes would likely find their hands busy navigating a constantly shifting cultural landscape.
Alternatively, perhaps the novelty sustaining your immortal life could come from within, as you change what you value and pursue. After decades of painting, you might decide to become an astronaut, or a chef, or a farmer — each transformation opening up new experiences.
However, Williams questions if anyone would actually want to live such an ever-changing lifestyle. Sampling every experience life has to offer would require living untethered to a core set of values or ambitions.
And not only would this be profoundly destabilizing to your sense of self, over a long enough timeline you’d probably come into conflict with your past selves. In such a situation, would you even care about your continued survival?
Immortality skeptics often cite the painful prospect of outliving loved ones as a reason to remain mortal. But what about knowing that the current version of yourself could effectively die by morphing into someone totally different? Williams argues that living within the constraints of our own individual character is part of what makes life meaningful.
Thinking about what makes life meaningful is very relevant here. After all, the ideal outcome of immortality is the ability to maximize life and the good things it contains. But philosopher Samuel Scheffler argues that temporal scarcity — meaning the lack of time — is essential to our valuing anything.
It’s precisely the fact that our time on Earth is limited that forces us to form our values and determine what things are worth doing with the time we have.
For Scheffler, immortality undermines the very possibility of a meaningful life. For these reasons, and many more, some theorists consider eternal life more of a curse than a blessing.
Then again, a couple of centuries of learning, loving, and chocolate truffles doesn’t sound that bad, does it? So, will you drink your uncle’s potion?
اگر شانس جاودانه شدن را داشتید ، آیا آن را میپذیرفتید ؟
در حالی که مشغول تمیز کردن زیرشیروانی عموی عجیبوغریب خود هستید، یک صندوقچه پیدا میکنید که داخل آن یک شربت درخشان قرار دارد. برچسبی که به آن وصل شده، اعلام میکند که نوشیدن این مایع شما را جاودانه خواهد کرد.
بدن شما در سن فعلیتان متوقف میشود و نسبت به بیماریها و جراحات جدی مصون میشوید. این اثرات قطعی و غیرقابل بازگشت هستند و وجود شما را حداقل تا زمان مرگ حرارتی جهان تضمین میکنند.
دستورالعمل واضح است — تنها سؤال این است: آیا این شربت را مینوشید؟
به طور کلی، مردم مرگ را چیز بدی میدانند — آنقدر بد که زندگی ما پر از احتیاطهایی است برای جلوگیری از آن. ما معمولاً از فعالیتهای خطرناک اجتناب میکنیم و حتی با رضایت سختیهایی را میپذیریم تا احتمال مرگمان را کاهش دهیم. اما اگر جاودانه بودید، میتوانستید هر قدر که میخواستید خطر کنید.
میتوانستید هر هدفی را در هر بازه زمانی که نیاز داشتید دنبال کنید. آزاد بودید از افق بیپایان اکتشاف، لذت، رضایت و تجربههای تازه لذت ببرید — بدون اینکه ترس مرگ بالای سرتان باشد.
با این حال، برنارد ویلیامز، اخلاقدان بریتانیایی، معتقد است دلایل زیادی برای نخوردن این شربت وجود دارد — مهمترینشان اینکه زندگی جاودانه بهشدت خستهکننده خواهد شد. فکر کنید چطور چیزهای موردعلاقهتان با تکرار زیاد جذابیتشان را از دست میدهند. شانزدهمین ترافل شکلاتیتان دیگر مثل اولین بار خوشمزه نیست، و اگر هر روز ترافل بخورید ممکن است از آن متنفر شوید.
بر اساس همین منطق، ویلیامز استدلال میکند که تکرار همان فعالیتها تا ابد به طرز وحشتناکی یکنواخت و ملالآور خواهد بود. از سوی دیگر، فیلسوف جان مارتین فیشر معتقد است که گرچه بعضی لذتها با گذر زمان کمرنگ میشوند، اما برخی دیگر چنین نیستند. تماشای غروب زیبای خورشید حتی بعد از هزاران سال هم میتواند تازه و لذتبخش باشد.
و از آنجا که انسانها در طول عمرشان بسیاری از چیزها را فراموش میکنند، منطقی به نظر میرسد که پس از چند قرن بتوانید دوباره از تجربهای که قبلاً برایتان تکراری شده بود، لذت ببرید.
علاوه بر این، حتی اگر برخی لذتها کمرنگ شوند، پیگیری برخی اهداف میتواند تا ابد ادامه داشته باشد. فیشر و بنجامین میچل-یلین اشاره میکنند که حتی یک فرد جاودانه هم نمیتواند تمام رمانهای نوشتهشده را بخواند و همزمان با کتابهای جدید هم همراه بماند. و جی.جی. ویسنیوُسکی یک موسیقیدان جاودانه را تصور میکند که همه سازهای موجود و حتی سازهایی که در آینده اختراع میشوند را یاد میگیرد.
و اینها فقط اهداف شخصی هستند — یک فرد جاودانه که خود را وقف پیشبرد اهداف اجتماعی کرده باشد، احتمالاً همیشه مشغول همراهی با تغییرات بیپایان فرهنگی خواهد بود.
از طرف دیگر، شاید تازگی و انگیزه برای ادامه زندگی جاودانه از درون شما بیاید، با تغییر دادن ارزشها و هدفهایی که دنبال میکنید. شاید بعد از دههها نقاشی کردن، تصمیم بگیرید فضانورد، یا آشپز، یا کشاورز شوید — و هر تغییر، دروازهای به سوی تجربههای تازه بگشاید.
با این حال، ویلیامز تردید دارد که کسی واقعاً بخواهد چنین سبک زندگی پرتحول و بیثباتی داشته باشد. تجربه کردن تمام چیزهایی که زندگی ارائه میکند، نیازمند رها شدن از مجموعهای ثابت از ارزشها یا جاهطلبیها است. و این نه تنها بهشدت احساس هویت شما را متزلزل میکند، بلکه در گذر زمان احتمالاً با نسخههای گذشته خودتان دچار تعارض میشوید. در چنین شرایطی، آیا اصلاً برای ادامه بقایتان اهمیتی قائل خواهید بود؟
شکاکان جاودانگی اغلب به دردناک بودن زنده ماندن پس از مرگ عزیزان اشاره میکنند و این را دلیلی برای فانی ماندن میدانند. اما چه احساسی دارید اگر بدانید نسخه فعلی شما میتواند با تبدیل شدن به فردی کاملاً متفاوت، عملاً “بمیرد”؟ ویلیامز استدلال میکند که زندگی کردن در چارچوب شخصیت و محدودیتهای فردیمان همان چیزی است که به زندگی معنا میدهد.
فکر کردن به اینکه چه چیزی به زندگی معنا میدهد، در اینجا بسیار مرتبط است. در نهایت، هدف ایدهآل جاودانگی این است که زندگی و تمام چیزهای خوب در آن را به حداکثر برسانیم. اما فیلسوف ساموئل شفلر معتقد است که کمبود زمانی — یعنی محدود بودن عمر — برای ارزشمند شدن هرچیز ضروری است. دقیقاً همین محدودیت زمانی است که ما را وادار میکند ارزشهایمان را شکل دهیم و تصمیم بگیریم چه چیزهایی ارزش انجام دادن در زمان محدودمان را دارند.
به اعتقاد شفلر، جاودانگی اساساً امکان یک زندگی معنادار را از بین میبرد. به همین دلیل و بسیاری دلایل دیگر، برخی نظریهپردازان زندگی ابدی را بیشتر یک نفرین میدانند تا یک نعمت.با این حال، چند قرن یادگیری، عشق ورزیدن و خوردن ترافل شکلاتی چندان هم بد به نظر نمیرسد، نه؟ پس، آیا شربت عمویتان را مینوشید؟
شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

How Japan saved its biggest city

? Why do you want to squeeze cute things
