? When did we start using passports
- تاریخ 07/19/2026

در صورت پخش نشدن فایل صوتی لطفا فیلتر شکن خود را روشن کنید.
تاریخچه استفاده از پاسپورت
In 1941, in German-occupied Poland, the Nazis began abducting members of the Jewish population and imprisoning them in extermination camps. But there were exceptions—the Nazis held foreign passport holders in detention camps to be traded later for Germans detained abroad. With this loophole in mind, Aleksander Ładoś, a Polish diplomat in Switzerland, started producing forged Latin American passports and smuggling them to Polish Jews.
در سال ۱۹۴۱، در لهستانِ تحت اشغال آلمان، نازیها شروع به ربودن یهودیان و فرستادن آنها به اردوگاههای مرگ کردند. اما یک استثنا وجود داشت؛ افرادی که گذرنامه کشورهای خارجی را داشتند، بهجای فرستاده شدن به اردوگاههای مرگ، در اردوگاههای بازداشت نگهداری میشدند تا بعدها با آلمانیهایی که در کشورهای دیگر زندانی بودند، مبادله شوند. الکساندر لادوش، دیپلمات لهستانی مستقر در سوئیس، از این فرصت استفاده کرد و شروع به ساخت گذرنامههای جعلی کشورهای آمریکای لاتین کرد و آنها را مخفیانه به دست یهودیان لهستانی رساند.
In the end, these simple paper booklets would mean the difference between life and death for thousands. A striking thing about passports is that they’re actually a relatively new invention. They’re not the first form of travel documents: in ancient Egypt, travelers carried letters of safe conduct issued by rulers; in Han China and Tudor England, foreigners were issued travel passes; and in the 19th century, poorer migrants often needed health certificates to enter the US.
در نهایت، همین دفترچههای کاغذی ساده، مرز میان زندگی و مرگ هزاران نفر شدند. نکته جالب درباره گذرنامه این است که برخلاف تصور بسیاری از مردم، اختراع نسبتاً جدیدی به حساب میآید. البته گذرنامه اولین مدرک سفر در تاریخ نبود. در مصر باستان، مسافران نامههای اماننامهای را که حاکمان صادر میکردند همراه داشتند. در چینِ سلسله هان و انگلستانِ دوره تودور نیز برای خارجیها مجوز سفر صادر میشد. همچنین در قرن نوزدهم، بسیاری از مهاجران کمدرآمد برای ورود به آمریکا باید گواهی سلامت ارائه میکردند.
However, for much of human history, borders have been relatively fluid and travel lacked bureaucratic requirements. But when World War I broke out in 1914, everything changed. Neighboring countries, and their colonies, became wartime enemies. To deter both espionage and desertion, many European nations established checkpoints at ports of entry to confirm travelers’ nationalities.
با این حال، در بیشتر دوران تاریخ بشر، مرزها انعطافپذیرتر بودند و سفر کردن نیاز چندانی به تشریفات اداری نداشت. اما با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، همه چیز تغییر کرد. کشورهای همسایه و مستعمرههایشان به دشمن یکدیگر تبدیل شدند. برای جلوگیری از جاسوسی و همچنین فرار سربازان، بسیاری از کشورهای اروپایی در مبادی ورودی، ایستگاههای بازرسی ایجاد کردند تا ملیت مسافران را بررسی کنند.
Here, authorities would screen early versions of passports, which, depending on the issuing country, were documents that followed different formats and contained varying types of information. When the war ended, many expected nations to remove passport requirements. In 1920, the newly established League of Nations discussed this, but in light of other post-war concerns, such as safeguarding national security, preventing the spread of epidemics, and managing the movement of refugees, they opted to temporarily keep the passport system.
در این ایستگاهها، مأموران نسخههای اولیه گذرنامهها را بررسی میکردند؛ مدارکی که بسته به کشور صادرکننده، شکل و اطلاعات متفاوتی داشتند. پس از پایان جنگ، بسیاری انتظار داشتند که الزام داشتن گذرنامه برداشته شود. در سال ۱۹۲۰، جامعه تازهتأسیس ملل این موضوع را بررسی کرد، اما به دلیل نگرانیهایی مانند حفظ امنیت ملی، جلوگیری از شیوع بیماریهای واگیردار و مدیریت جابهجایی پناهجویان، تصمیم گرفتند فعلاً سیستم گذرنامه را حفظ کنند.
To ease travel, they encouraged countries to follow international passport guidelines, using booklets of standard size and layout, written in the language of the issuing country and French. But beyond this, every country was free to determine what approvals or documents a person needed to cross its borders.
برای آسانتر شدن سفرهای بینالمللی، جامعه ملل از کشورها خواست که از استانداردهای مشترکی برای گذرنامه استفاده کنند؛ از جمله دفترچههایی با اندازه و قالب یکسان که به زبان کشور صادرکننده و همچنین زبان فرانسوی نوشته شده باشند. با این حال، هر کشور همچنان اختیار داشت که خودش تعیین کند افراد برای ورود به خاک آن به چه مدارک یا مجوزهایی نیاز دارند.
This included rules around issuing visas, the legal permissions dictating how long a person can stay in a country, and what they can do, such as work or study. And by 1926, when the League of Nations met again, the idea of abolishing passports had lost momentum, solidifying the passport system we know today.
این قوانین شامل صدور ویزا نیز میشد؛ مجوزی قانونی که مشخص میکند یک فرد چه مدت میتواند در یک کشور بماند و اجازه انجام چه فعالیتهایی مانند کار یا تحصیل را دارد. تا سال ۱۹۲۶، زمانی که جامعه ملل دوباره تشکیل جلسه داد، ایده حذف گذرنامهها دیگر طرفدار چندانی نداشت و به این ترتیب، نظام گذرنامهای که امروز میشناسیم شکل گرفت و تثبیت شد.
However, this system brought new problems with it. Passports were used not just to monitor movement, but also as tools of power and control. They reinforced hierarchies between citizens born in colonizer states and those born in the colonies. For example, in the 1920s, UK-born British subjects could get British passports, while Indian-born subjects could receive a distinct British Indian passport.
اما این سیستم مشکلات تازهای نیز به همراه داشت. گذرنامهها تنها برای کنترل رفتوآمد افراد استفاده نمیشدند، بلکه به ابزاری برای اعمال قدرت و کنترل نیز تبدیل شدند. این سیستم نابرابری میان شهروندان کشورهای استعمارگر و افرادی که در مستعمرهها به دنیا آمده بودند را تقویت میکرد. برای مثال، در دهه ۱۹۲۰، اتباع بریتانیایی متولد انگلستان میتوانستند گذرنامه بریتانیایی دریافت کنند، در حالی که افراد متولد هند تنها واجد شرایط دریافت گذرنامهای جداگانه با عنوان «گذرنامه بریتانیایی هند» بودند.
And since passports are issued by governments, they could be withheld from citizens as punishment or to discourage dissent. During the Cold War, the US revoked the passports of political and civil rights activists, like W.E.B. Dubois. As passport monitoring was largely relocated into airports in the second half of the 20th century, advances in digital tracking and databases allowed governments to more tightly regulate and control individual movement.
از آنجا که گذرنامهها توسط دولتها صادر میشوند، دولتها میتوانند آن را بهعنوان نوعی مجازات از شهروندان خود دریغ کنند یا از این طریق مخالفان را تحت فشار قرار دهند. برای نمونه، در دوران جنگ سرد، آمریکا گذرنامه برخی فعالان سیاسی و مدنی، از جمله دبلیو. ای. بی. دوبوا را لغو کرد. در نیمه دوم قرن بیستم نیز با انتقال بیشتر کنترل گذرنامهها به فرودگاهها و پیشرفت فناوریهای دیجیتال و پایگاههای داده، دولتها توانستند رفتوآمد افراد را با دقت و سختگیری بیشتری کنترل کنند.
Today, a passport’s strength and where a person can travel to and from are often dependent on relationships between countries. There can be regional agreements, like the Schengen Agreement, which allows border-free travel within 29 European countries. Higher-income countries also typically have better travel access.
امروزه اعتبار یک گذرنامه و تعداد کشورهایی که دارنده آن میتواند به آنها سفر کند، تا حد زیادی به روابط سیاسی میان کشورها بستگی دارد. همچنین توافقهای منطقهای، مانند پیمان شنگن، امکان سفر بدون کنترل مرزی را میان ۲۹ کشور اروپایی فراهم کردهاند. علاوه بر این، شهروندان کشورهای ثروتمند معمولاً آزادی بیشتری برای سفر به کشورهای مختلف دارند.
The result is a system that privileges citizens of certain countries, while constraining others. As of 2025, a US passport holder can enter almost 180 countries without arranging a visa beforehand. For a Pakistani passport holder, that number drops below 40. And these disparities extend to a person’s chances of securing a foreign visa.
نتیجه این وضعیت، شکلگیری سیستمی است که به شهروندان برخی کشورها امتیاز بیشتری میدهد و در مقابل، آزادی دیگران را محدود میکند. تا سال ۲۰۲۵، دارندگان گذرنامه آمریکا میتوانند بدون دریافت ویزای قبلی به حدود ۱۸۰ کشور سفر کنند. اما این تعداد برای دارندگان گذرنامه پاکستان به کمتر از ۴۰ کشور میرسد. این نابرابریها حتی بر شانس افراد برای دریافت ویزای کشورهای دیگر نیز تأثیر میگذارد.
For example, in 2024, Algerian applicants for US visitor visas faced a much higher refusal rate than Brazilian applicants. In some places, money can buy you access—more than a dozen countries offer “golden passports” programs that grant citizenship, and therefore passports, to people who make a significant investment or donation.
برای مثال، در سال ۲۰۲۴، متقاضیان الجزایری ویزای توریستی آمریکا با نرخ رد درخواست بسیار بالاتری نسبت به متقاضیان برزیلی روبهرو بودند. در برخی کشورها حتی پول میتواند راه ورود را هموار کند؛ بیش از دوازده کشور برنامههایی با عنوان «گذرنامه طلایی» ارائه میدهند که در ازای سرمایهگذاری یا کمک مالی قابلتوجه، به افراد تابعیت و در نتیجه گذرنامه آن کشور را اعطا میکنند.
As the world becomes increasingly global for some, and increasingly divided for others, the question remains: should lines on a map determine a person’s rights and freedoms?
در حالی که جهان برای برخی افراد هر روز جهانیتر و بدون مرزتر میشود، برای عدهای دیگر همچنان محدودتر و تقسیمشدهتر است. در نهایت این پرسش مطرح میشود: آیا خطوطی که روی نقشه کشیده شدهاند باید تعیینکننده حقوق و آزادیهای یک انسان باشند؟
شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

The language of lying

How a broken heart affects your body
