? Does hypnosis ever actually work
- تاریخ 06/03/2026

هیپنوتیزم واقعا جواب میده؟
In the late 1700s, German physician Anton Mesmer was enthralling Europe, curing conditions from nervous disorders to blindness—or so he claimed. According to Mesmer, an invisible, magnetic fluid animated all living beings, and disturbances to it caused illness. For so-called “treatment,” Mesmer had his clientele form a chain around a contraption filled with water he allegedly magnetized. Then, with waves of his hands, patients would fall into fits that would supposedly restore their health. Some, however, were skeptical— including King Louis XVI, who tasked renowned researchers with interrogating Mesmer’s methods in 1784.
در اواخر قرن هجدهم، پزشکی آلمانی به نام آنتون مسمر توجه بسیاری از مردم اروپا را به خود جلب کرده بود. او ادعا میکرد میتواند بیماریهایی از اختلالات عصبی گرفته تا نابینایی را درمان کند. به گفته مسمر، نوعی مایع مغناطیسی نامرئی در همه موجودات زنده جریان دارد و بههم خوردن تعادل آن باعث بیماری میشود. برای درمان، او بیمارانش را دور دستگاهی پر از آب که ادعا میکرد آن را مغناطیسی کرده است جمع میکرد. سپس با حرکت دادن دستهایش، بیماران دچار حالتهایی شبیه تشنج میشدند که supposedly سلامت آنها را بازمیگرداند. با این حال، برخی افراد از جمله پادشاه فرانسه، لویی شانزدهم، به این روشها شک داشتند و در سال ۱۷۸۴ از دانشمندان خواستند آن را بررسی کنند.
They conducted science’s first-ever blind placebo trial, informing participants that they were receiving the magnetized treatment though they weren’t, and vice versa. The committee ultimately concluded that any positive outcomes weren’t attributable to magnetism. Instead, they were results of the participants’ own imaginations, responding to suggestions about the treatment’s effectiveness. Mesmer disappeared, but the tantalizing takeaway remained. And decades later, Scottish surgeon James Braid began utilizing aspects of Mesmerism, minus the magnetism.
این دانشمندان نخستین آزمایش پلاسبوی کور در تاریخ علم را انجام دادند. در این آزمایش به برخی شرکتکنندگان گفته شد که درمان مغناطیسی دریافت میکنند در حالی که در واقع چنین نبود، و برعکس. در نهایت، کمیته به این نتیجه رسید که هر نتیجه مثبتی به دلیل مغناطیس نیست. بلکه این نتایج حاصل تخیل شرکتکنندگان و واکنش آنها به تلقین درباره مؤثر بودن درمان بود. مسمر از صحنه ناپدید شد، اما ایده جالبی که مطرح کرده بود باقی ماند. چند دهه بعد، جراح اسکاتلندی جیمز برید برخی جنبههای مسمریسم را بدون عنصر مغناطیس به کار گرفت.
Braid thought it induced a sleep-like state, so he called it hypnotism. The practice today holds an entrancing place in popular fantasy. But is there any truth to what it can accomplish? Or is it just illusion? While stage hypnosis has contributed to the conception that hypnotized people lose control over their actions, this doesn’t seem accurate.
برید تصور میکرد این روش حالتی شبیه خواب ایجاد میکند، بنابراین آن را «هیپنوتیسم» نامید. امروزه این مفهوم جایگاهی جذاب در تخیلات عمومی دارد. اما آیا واقعاً در تواناییهای آن حقیقتی وجود دارد؟ یا همه چیز فقط یک توهم است؟ نمایشهای هیپنوتیزم روی صحنه باعث شدهاند بسیاری تصور کنند افراد هیپنوتیزمشده کنترل رفتار خود را از دست میدهند، اما شواهد علمی چنین چیزی را تأیید نمیکند.
Whether or not they were hypnotized, one study found that participants were just as likely to dip their hands into acid. This might be because they felt motivated to take risks within the presumably safe confines of a psychology experiment. Similarly, onstage participants might comply in the context of social pressures and fun, with perhaps some hypnosis at play. But hypnosis used in medicine today looks different; no props are necessary.
در یک مطالعه مشخص شد که افراد چه هیپنوتیزم شده باشند و چه نه، تقریباً به یک اندازه احتمال داشت دست خود را در اسید فرو ببرند. این احتمالاً به این دلیل است که آنها در محیط ظاهراً امن یک آزمایش روانشناسی، انگیزه بیشتری برای ریسک کردن احساس میکردند. به همین ترتیب، شرکتکنندگان در نمایشهای صحنهای نیز ممکن است تحت فشار اجتماعی یا برای سرگرمی همکاری کنند، هرچند شاید مقداری هیپنوتیزم هم در میان باشد. اما هیپنوتیزمی که امروز در پزشکی استفاده میشود متفاوت است و به هیچ ابزار خاصی نیاز ندارد.
And while hypnosis was initially considered a trance-like state, it’s now understood more as a set of procedures focused on suggestions. No matter how informal, suggestions are natural features of doctor-patient interactions, and we now know they can influence a patient’s experience of their treatment. Research-backed hypnosis sessions generally begin with a hypnotic induction, where a trained professional primes a patient for suggestions by drawing their attention to simple tasks, like relaxing certain muscles.
اگرچه در ابتدا هیپنوتیزم به عنوان حالتی شبیه خلسه در نظر گرفته میشد، امروزه بیشتر به عنوان مجموعهای از روشها بر پایه تلقین شناخته میشود. تلقینها—even اگر غیررسمی باشند—بخشی طبیعی از ارتباط میان پزشک و بیمار هستند و میتوانند تجربه بیمار از درمان را تحت تأثیر قرار دهند. جلسات هیپنوتیزم مبتنی بر پژوهش معمولاً با مرحلهای به نام «القای هیپنوتیزم» آغاز میشوند، جایی که یک متخصص آموزشدیده با جلب توجه بیمار به کارهای سادهای مانند شل کردن عضلات، او را برای پذیرش تلقین آماده میکند.
Induction is supposed to help facilitate a more receptive mindset. Then, professionals make suggestions aimed at altering an aspect of the patient’s perception, often describing something as though it will happen and be passively observed. The session may close with a de-induction to ensure the patient is fully alert. Most people seem moderately responsive to hypnotic suggestion, while small percentages are extremely responsive or unresponsive.
هدف از مرحله القا این است که ذهن فرد پذیراتر شود. سپس متخصصان تلقینهایی ارائه میدهند که سعی دارند بخشی از ادراک بیمار را تغییر دهند و اغلب چیزی را توصیف میکنند که گویی قرار است رخ دهد و بیمار آن را بهصورت منفعلانه مشاهده خواهد کرد. جلسه ممکن است با مرحلهای به نام «خروج از هیپنوتیزم» پایان یابد تا اطمینان حاصل شود بیمار کاملاً هوشیار است. بیشتر مردم تا حد متوسطی به تلقینهای هیپنوتیزمی پاسخ میدهند، در حالی که درصد کمی بسیار حساس یا کاملاً غیرپاسخگو هستند.
A person’s hypnotizability doesn’t tend to change much over time, though certain drugs and brain stimulation may increase it temporarily. It’s unclear what determines hypnotizability, but certain traits seem to be associated. Highly hypnotizable people tend to be open minded toward hypnosis, more prone to fantasy, and likely to become absorbed in activities. They also report more unusual perceptual and dissociative experiences overall.
توانایی فرد برای هیپنوتیزم شدن معمولاً در طول زمان تغییر زیادی نمیکند، هرچند برخی داروها یا تحریکات مغزی ممکن است موقتاً آن را افزایش دهند. هنوز دقیقاً مشخص نیست چه عواملی این توانایی را تعیین میکنند، اما برخی ویژگیهای شخصیتی با آن مرتبط به نظر میرسند. افرادی که بهراحتی هیپنوتیزم میشوند معمولاً ذهنی باز نسبت به هیپنوتیزم دارند، خیالپردازتر هستند و بیشتر در فعالیتها غرق میشوند. آنها همچنین بیشتر از دیگران تجربههای ادراکی یا گسستگی ذهنی غیرمعمول گزارش میکنند.
When a hypnotic suggestion works, the effects can be considerable—and traceable. In some studies, researchers have prompted highly hypnotizable participants to perceive things that were otherwise absent. In response, the hypnotized participants’ brain activity has been shown to change in ways different from what’s observed in imaginative processes, to instead more closely resemble actual perception.
وقتی یک تلقین هیپنوتیزمی مؤثر واقع شود، اثرات آن میتواند قابل توجه و قابل ردیابی باشد. در برخی مطالعات، پژوهشگران از شرکتکنندگانی که بهراحتی هیپنوتیزم میشوند خواستهاند چیزهایی را ببینند که در واقع وجود نداشتند. در پاسخ به این تلقین، فعالیت مغزی افراد هیپنوتیزمشده به گونهای تغییر کرده است که با فرآیندهای صرفاً تخیلی تفاوت دارد و بیشتر شبیه ادراک واقعی به نظر میرسد.
For those it works with, hypnosis can be a helpful medical tool, though its scope is generally limited to psychiatry. In one study, hypnotizable patients who received pain-reducing suggestions during surgery reported less pain and required fewer opioids afterwards. Among patients with brain injuries, hypnosis has been observed to improve their working memory—that is, their ability to hold information like sequences of numbers for short periods.
برای افرادی که به آن پاسخ میدهند، هیپنوتیزم میتواند ابزار پزشکی مفیدی باشد، هرچند کاربرد آن معمولاً به حوزه روانپزشکی محدود میشود. در یک مطالعه، بیمارانی که در حین جراحی تلقینهای کاهش درد دریافت کردند، درد کمتری گزارش دادند و پس از عمل به داروهای مخدر کمتری نیاز داشتند. در میان بیماران دچار آسیب مغزی نیز مشاهده شده که هیپنوتیزم میتواند حافظه فعال آنها را بهبود دهد؛ یعنی توانایی نگهداشتن اطلاعاتی مانند توالی اعداد برای مدت کوتاه.
This might be because the suggestions somehow ease cognitive deficits that are driven by the patient’s own beliefs about their post-injury abilities. And for certain things, including quitting smoking, hypnosis seems to be similarly effective to treatments like counseling and exercise. But while hypnosis can help some people manage conditions like anxiety and depression, there’s little evidence it can treat things like schizophrenia.
ممکن است این به این دلیل باشد که تلقینها به نوعی ناتوانیهای شناختی ناشی از باورهای بیمار درباره تواناییهایش پس از آسیب را کاهش میدهند. همچنین برای برخی مسائل مانند ترک سیگار، هیپنوتیزم تقریباً به اندازه روشهایی مثل مشاوره یا ورزش مؤثر به نظر میرسد. با این حال، اگرچه هیپنوتیزم میتواند به برخی افراد در مدیریت مشکلاتی مانند اضطراب و افسردگی کمک کند، شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد میتواند بیماریهایی مانند اسکیزوفرنی را درمان کند.
When hypnosis does help, though, it’s certainly no thanks to magnetized fluids, but rather the mesmerizing power of the mind.
اما هر زمان که هیپنوتیزم واقعاً کمککننده باشد، این تأثیر به هیچوجه به خاطر مایعات مغناطیسی نیست؛ بلکه به قدرت شگفتانگیز ذهن انسان مربوط میشود.
شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

The benefits of a bilingual brain

? Do You Really Need 8 Hours of Sleep Every Night
